آه! که چقدر فاصله ی ما دور است. فکر می کنم هیچ وقت نرسی و من در کنار این دنیا تنها بمانم و تو همیشه منظره ی من باشی و در پیش چشم های من، در سینه ی چشم انداز من، و هیچ وقت نه در کنار چشم های من، هیچ وقت در این زاویه همواره تنها خواهم بود بی تو تو را خواهم دید و آن گاه چه بگویم به یک نابینا، یک بیگانه، یک دوردست که چه ها می بینم؟